مکتب چیست؟

اخلاقیّات در دو حوزه تعریف می‏شوند:

 

حوزۀ فردی

وحدتیان می‏بایست همیشه به وسیلۀ تمرین، تلقین و تمرکز قوای روحی و اندیشه، از صفات نکوهیده دوری کنند و صفات پسندیده را در خود تقویت نمایند و دائماً اعمال خود را مورد بررسی و سنجش قرار دهند تا در میدان جنگِ همیشگیِ خواسته‏ها و امکانات از فرصت‏طلبی‏های شخصیت سوز بپرهیزند و به خاطر حفظ مصلحت‏های ظالمانه زودگذر، حقیقت یزدانی را تنها رها نکنند و حقیقت را آن زمان که کم رونق و مظلوم است تأیید کنند که این کاری است شجاعانه و آن زمان که حقیقت، خود می‏‏درخشد و نیازی به تأیید ندارد، تأیید حقیقت، کاری عوامانه می‏باشد.

 

 

کهنـــه حجــابـی ، کـه نیــابـی  یقیــــن 

هشـت صفـت دان بـه ســر عقـل و دیـن 

کبـر و ریـا ، سـوء ظن و بغض و کیـن 

عُجـب و دگــر بخل و حسـادت ، غــرور 

 

حوزه اجتماعی

از آنجا که بخشی از هویت سلوک، در طریقت و عرفان در بعد اجتماع شکل می‏گیرد، شایسته است که وحدتیان در احیاءِ ارزشها و اخلاق اجتماعی اهتمام کافی داشته باشند. همانگونه که مبرهن است بسیاری از ارزشهای اخلاقی که از طرف عقلا و حکمای ‏اخلاق توصیه‏ شده ‏است، تنها در مصاف با عناصر اجتماع، معنا پیدا می‏کنند. به طور مثال بستر غیبت کردن و ترور شخصیت، تنها درصـورتی فـراهم مـی‏شـود کـه آدمـی خواستـه‏های خـود را در تعـارض بـا خواسته‏های دیگران ببیند، در نتیجه یک وحدتی، ضمن اینکه در راستای سلوک فردی به تقویت قوای روحی، تحت تعلیمات پیر خود همت می‏گمارد، در بهبود روند استعلایی خود، بر تعلیمات اجتمایی مکتب نیز توجه می‏نماید. همواره ارتباطات اجتماعی، با برقراری اولین ارتباطات در نوع بشر از بدو شکل‏گیری اجتماع تعریف شده است و تمام مکاتب الهی و غیر الهی، قوانینی را برای بهبود این روابط تدوین کرده‏اند که عدم رعایت آن، مجازاتی را از سوی جامعه بر فرد تحمیل می‏کند ولی از آنجا که وحدتیان در سلوک اجتماعی با بخشایشگری و کرامت از عزت نفس خود مراقبت می‏نمایند و خود را همنشین خدا می‏دانند، بدون در نظر گرفتن این مجازاتها همیشه او را بر اعمال خود ناظر می‏بینند و حقوق دیگران را حتی در غیابشان رعایت می‏کنند. به طور مثال رعایت حقوق دیگران، در صفهای اتوبوس و نانوایی و پشت چراغ قرمز و ... .

  

رسالت هر مکتبی، نگهداری آمیزه‏ای از این سه رکن است. و هر مکتبی که در زمینه این سه رکن کوشش کند، باید نتیجه کوشش خود را به صورت ستونهایی در بین افراد خود داشته باشد و از این میان فقط اخلاق است که مجاهدت بیشتری می‏طلبد، چرا که عمل کردن به دانسته‏هاست.

  

ما نمی‏توانیم و نبایستی که فقط با اعتقاداتمان، با دیگران ارتباط برقرار کنیم، این همان پدیدۀ شوم روشنفکری بدون عمل است. این خودخواهی است که بعضی از پرتوجویان، به صِرفِ برخورداری از اعتقادات و سوابق و بدون رعایت آداب اخلاقی، خود را برتر از دیگران و نوآشنایان و حامیان بدانند و نسبت به دیگران تکبر بورزند و یا هنگام خوردن و آشامیدن و نشستن و استفاده از امکانات بر دیگران پیشی بگیرند.

 

برت‏راند راسل می‏گوید: آنچنان که فکر می‏کنی عمل‏کن و چنان عمل‏کن که اگر بعداً در صحت تفکر تو تردید وارد کردند، مفید بودن آن عمل، وجاهت خود را از دست ندهد. اخلاقیّات در واقع ویترین همۀ موجودی‏های ما هستند. هر چه سرمایه داریم در ویترین اخلاق گذاشته‏ایم.در قرآن آمده است: « من یقرض الله قرضا حسنا » حال اگر به جای الله، کلمۀ ناس را قراردهیم، مفهوم جمله بهتر می‏شود، زیرا در اجتماع، خدا در ناس ظهور می‏کند.

قدمهـا مـومی و آن راه تفتــه

خدا می داند و آن کس که رفته

 

/ 0 نظر / 34 بازدید